تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
خشم » اينست كه عنان آن را نگاه ندارد وبگذارد كه هر روش كه خواهد برود وهر چه خواهد بكند وظاهرست كه چنين كسى شتاب كند مرگ أو ، يعنى زود هلاك شود بهلاكت معنوي .

7949

من أطلق طرفه كثر أسفه . هر كه رها كند چشم خود را بسيار شود تأسّف أو ، مراد به « رها كردن چشم » منع نكردن آنست از نگاههاى نامشروع ، وممكن است كه شامل عدم اغماض از عيوب ديگران نيز باشد ، و « تأسّف » بمعنى حزن واندوه شديدست ، ومراد بسيارى تأسّف اوست در قيامت ، وممكن است كه مراد رها كردن آن باشد از براي نظارهء مال وجاه ديگران وعدم اغماض از آنها ومراد بسيارى تأسّف أو باشد در دنيا ، زيرا كه كسى كه اغماض از آن نكند هر مرتبهء كه داشته باشد نظارهء مراتب بالاتر از مرتبهء خود در مردم بسيار كند واز براي هر يك تأسّفى داشته باشد .

7950

من كثر مزاحه استحمق . هر كه بسيار باشد مزاح أو كم عقل شمرده شود .

7951

من كثر كذبه لم يصدّق . هر كه بسيار باشد دروغ أو تصديق كرده نشود ، يعنى اگر راستى نيز گويد مردم تصديق أو نكنند .

7952

من ضاق خلقه ملّه أهله . هر كه تنگ باشد خلق أو ناخوش دارند أو را أهل أو ، يعنى تنگ خلق وبدخو أهل أو نيز ملول گردند از أو وناخوش دارند أو را ، چه جاى ديگرى كه بدخلقى كند با أو .

7953

من غلب شهوته ظهر عقله .