7783
من أكرم نفسه اهانته .
هر كه گرامى دارد نفس خود را خوار گرداند آن أو را ، مراد به « گرامى داشتن نفس خود » اينست كه فرمان آن برد وآن را منع نكند از هواها وخواهشهاى آن ، وظاهرست كه هرگاه چنين كند آن مرتكب منكرات گردد وأو را خوار گرداند .
7784
من وثق بنفسه خانته .
هر كه اعتماد كند بر نفس خود خيانت كند آن أو را .
7785
من ساعى الدّنيا فانته .
هر كه طلب پيشى كند با دنيا فوت شود دنيا أو را ، مراد به « طلب پيشى كردن با دنيا » اينست كه سعى كند از براي آن وخواهد كه أو پيش باشد در طلب آن وبرسد بآن پيش از آن كه آن طلب كند أو را ، ومراد اينست كه هر كه چنين باشد نرسد بدنيا ودنيا بگريزد از أو ، واگر اعراض كند از دنيا وطلب آن نكند دنيا طلب كند أو را ونزد أو آيد چنانكه فرموده :
7786
من قعد عن الدّنيا طلبته .
هر كه بنشيند از دنيا وطلب نكند آن را دنيا طلب كند أو را ، واين معنى بتجربه نيز معلوم شده .
7787
من غالب الاقدار غلبته .
هر كه خواهد كه غلبه كند بر تقديرها غلبه كنند آنها بر أو ، مراد اينست كه بسعى واهتمام غلبه بر تقديرات حقّ تعالى نتوان كرد باين كه آنچه تقدير نشده بعمل آيد يا آنچه تقدير شده دفع شود ، وغرض از اين يا بيان عذريست از براي خود وأمثال خود كه ايشان را اطلاعى بر غيوب وتقديرات باشد باين كه كارى چند كه