7706
من أيقن أفلح .
هر كه يقين كند فيروزى يابد ، مراد يقين بأحوال مبدأ ومعادست وفيروزى يافتن بسعادت دنيا وآخرت .
7707
من اتّقى أصلح .
هر كه پرهيزگار شود اصلاح حال خود كند ، يعنى صلاح دنيا وآخرت در پرهيزگاريست .
7708
من هاب خاب .
هر كه بترسد محروم گردد . ممكن است مراد منع از ترس مردم باشد در گفتن يا كردن حقي ، واين كه هر كه ترسد در آن محروم ماند از سعادت ونيكبختى ، يا از أكثر مطالب كه داشته باشد ، يا ترغيب در دليرى باشد در جنگ وأمثال آن واين كه دلير بايد بود وترس را بخود راه نبايد داد كه همين كه كسى ترسيد محروم ماند وفيروزى نيابد ، يا اين كه غرض ارشاد سلاطين وحكام باشد باين كه مردمى را كه دانند كه جبان وترسناكند بجنگ نفرستند خصوصا اين كه أمير وسركرده كنند واللّه تعالى يعلم .
7709
من قصّر عاب .
هر كه تقصير كند عيبناك شود ، يعنى هر كه كارى كند بايد كه تقصير نكند در آن ولوازم اهتمام بجاى آورد زيرا كه تقصير در هر كار عيب است از براي كنندهء آن ، وممكن است كه ترجمه اين باشد كه : هر كه تقصير كند عيبناك كند ، يعنى هر كه تقصير كند در كارى واهتمام نكند در آن عيبناك كند آن را وآن را نيكو بجاى نياورد ، پس كسى كه خواهد كه كارى را نيكو بجاى آورد بايد كه كمال اهتمام كند در آن وتقصيري در آن نكند .