تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
كفران نعمتها كشندهء « 1 » فرود آمدن انتقامهاست ، يعنى انتقامهاى خداى عزّ وجلّ .

7258

كفّروا ذنوبكم وتحبّبوا إلى ربّكم بالصّدقة وصلة الرّحم . بپوشانيد گناهان خود را وزايل كنيد آنها را ، ودوستى كنيد بسوى خدا بصدقه دادن وصلهء رحم ، يعنى احسان بخويش وپيوستن باو ونبريدن از أو .

7259

كذب السّفير يولّد « 2 » الفساد ، ويفوّت المراد ، ويبطل الحزم ، وينقض العزم . دروغ رسول مىزايد فساد را ، وفوت ميكند مراد را ، وباطل ميكند دور انديشى را ، وخراب ميكند عزم را ، مراد اينست كه رسولي كه كسى فرستد نزد كسى از براي بردن پيغامى بايد كه راستگو باشد زيرا كه دروغ أو در وقت بردن پيغام يا آوردن آن هست گاه كه منشأ فسادى مىشود وباعث فوت مطلب ومراد مىشود ، و « باطل ميكند دور انديشى را » كه قصد شده در فرستادن أو ، وباطل ميكند عزم وقصدي را كه شده در فرستادن أو .

7260

كتاب الرّجل عنوان عقله وبرهان فضله . نوشتهء مرد عنوان عقل أو وبرهان فضل اوست ، « عنوان » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى سر سخن است يا دليل وعلامت ، ومراد اينست كه از كتابت ونوشتهء مرد استنباط عقل وقدر فضل أو مىشود پس آدمي بايد كه در نوشته‌ها كمال اهتمام بكند كه مبادا دليل نقص عقل يا فضل أو بشود .

7261

كتاب المرء معيار فضله ومسبار نبله .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « مجلبه » را مصدر ميمى گرفته واسم آلت واسم مكان گرفتن آن نيز درست است . ( 2 ) شارح ( ره ) « يولد » را بتخفيف ضبط كرده واز باب افعال قرائت كرده است وبتشديد لام نيز كه از باب تفعيل خوانده شود درست است بلكه نظر بازدواج بالفظ « يفوت » كه از آن باب است مناسبترست .