بارتكاب گناهى ، تصوّر كن لطف ومهربانى أو را كه باز با وجود آن مىخواند ترا بسوى عفو خود ، ومىپوشاند گناهان ترا بفضل خود ، تا شرم كنى از چنين پروردگار رحيم مهربانى ، وباز ايستى از رو گردانيدن از أو ونافرمانى أو .
7188
كن عالما بالحقّ ، عاملا به ينجك اللّه سبحانه .
باش داناى بحقّ عمل كننده بآن تا رستگارى دهد ترا خداى سبحانه .
7189
كن آمرا بالمعروف عاملا به ، ولا تكن ممّن يأمر به وينأى عنه فيبوء باثمه ويتعرّض مقت ربّه .
باش امر كننده بمعروف وعمل كننده بآن ، ومباش از آنان كه أمر ميكنند بآن ودورى ميكنند از آن ، پس بر مىگردند بگناه خود ومتعرّض ميشوند مر خشم پروردگار خود را .
« پس بر مىگردند بگناه خود » يعنى بر مىگردند بسوى پروردگار خود در روز حشر با گناه خود . وممكن است كه معنى « فيبوء باثمه » اين باشد كه پس بر مىدارند گناه خود را ، وبر هر تقدير مراد « بگناه أو » اينست كه امر كرده ديگران را بمعروف وخود دورى كرده از آن وبجاى نياورده آن را و « متعرّض ميشوند مر خشم پروردگار خود را » يعنى خود را در معرض آن در مىآورند .
7190
كونوا عن الدّنيا نزّاها ، وإلى الآخرة ولّاها .
باشيد از دنيا پاكان ، وبسوى آخرت شيفتگان .
7191
كونوا ممّن عرف فناء الدّنيا فزهد فيها ، وعلم بقاء الآخرة فعمل لها .
باشيد از آنانكه شناختهاند فانى شدن دنيا را پس بىرغبت گشتهاند در آن ، ودانستهاند