از آن واز آن ضررى وزيانى نمىرسد باو . وغرض از أمثال اين كلام اينست كه در هيچ ندامت وپشيمانى مأيوس نبايد بود بسا باشد كه سالم بماند چنانكه در هيچ سلامتى ونجاتي مغرور نبايد بود .
5280
ربّ عطب تحت طلب .
بسا هلاكتى كه بوده باشد در زير طلبي . مراد منع از حرص در طلب وسعى زياد در آنست واين كه بسيار مىشود كه طلبي باعث هلاكت مىشود يعنى در آخرت يا دنيا يا هر دو .
5281
ربّ طرب يعود بالحرب .
بسا نشاطي كه برگردد بر بودن أموال وبىچيز ماندن . يعنى در پى آورد آنرا يا سبب آن گردد .
5282
ربّ كلمة سلبّت نعمة .
بسا كلمهء كه بربايد نعمتي را ، مثل كلمهء كه كفران نعمتي در آن باشد يا كلمهء كه باعث آزردگى شخصي شود كه نعمتي باين كس مىداده باشد پس آدمي در هر كلمهء كه گويد بايد كه خوب ملاحظه واحتياط كند كه متضمن چنين امرى نباشد .
5283
ربّ نزهة عادت نغصة « 1 » .
بسا بىغمى كه بر گردد بكدورتى يعنى سبب آن گردد ، يا بآن متبدّل گردد پس بآن مغرور نبايد شد .
5284
ربّ غنّى أذل من نقد .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را ( نغصة ) ضبط كرده ( بضمّ نون وسكون غين وفتح صاد وتاء در آخر ) ، صاحب أقرب الموارد گفته : « النغصة المرة وما يمنع من تتميم المراد جمعه نغص » پس أهل تحقيق خودشان رسيدگى كنند .