تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠

7094

كثرة السّؤال تورث الملال . بسيارى سؤال سبب ملالت گردد ، مراد به « سؤال » طلب چيزيست از كسى ، يا پرسيدن مسائل از عالم ، يا شامل هر دو ، ومراد نصيحت است باين كه سؤال پر نبايد كرد كه باعث ملالت شود .

7095

كثرة الطّمع عنوان قلّة الورع . بسيارى طمع عنوان كمي ورع است ، « عنوان » چنانكه مكرّر مذكور شد بمعنى دليل وعلامت است يا سر سخن ، و « ورع » بمعنى پرهيزگاريست يا ترس از خدا .

7096

كثرة التّقى عنوان وفور الورع . بسيارى تقوى عنوان بسيارى ورع است ، پوشيده نماند كه « تقوى » و « ورع » هر دو بمعنى پرهيزگارى وترس از خدا مستعمل مىشود وظاهر اينست كه مراد به « ورع » در اينجا ترس از خدا باشد وبه « تقوى » پرهيزگارى ، يعنى أطاعت وفرمانبردارى حق تعالى در أوامر ونواهى .

7097

كثرة حياء الرّجل دليل ايمانه . بسيارى شرم مرد دليل ايمان اوست .

7098

كثرة الحاح الرّجل توجب حرمانه . بسيارى الحاح مرد واجب مىسازد محرومى أو را ، يعنى سبب محرومى أو مىشود ، ومراد به « إلحاح » ابرام ومبالغه در طلب وسؤال است ، و « سبب شدن آن از براي محرومى » باعتبار اينست كه مردم را خوش نيايد آن بلكه آن را نشان عدم استحقاق دانند .

7099

كثرة ضحك الرّجل تفسد وقاره .