[ حرف كاف بلفظ « كفى » ]
( از آنچه وارد شده از سخنان حكمت آميز حضرت أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام در حرف كاف بلفظ « كفى » يعنى بس است وكافيست . ) فرموده است آن حضرت عليه السّلام :
7011
كفى بالعلم رفعة .
بس است علم بلندى مرتبه ، يعنى بس است علم كه از جنس بلندى مرتبه است ، يا بس است بلندى مرتبهء آن ، وبر هر تقدير مراد اينست كه كسى را كه علم باشد همان كافيست از براي شرف وبلندى مرتبهء أو ، وحاجت بفضيلت ديگر نيست .
7012
كفى بالجهل ضعة « 1 » .
بس است ناداني پستى مرتبه يعنى ناداني كه پستى مرتبه است ، يا بس است پستى مرتبهء آن ، چنانكه در علم مذكور شد .
7013
كفى بالقناعة ملكا .
بس است قناعت پادشاهى ، يعنى قناعت كه پادشاهيست ، يا بس است پادشاهى آن ، يعنى كسى كه قناعت داشته باشد همان كافيست از براي پادشاهى أو ، واحتياج بپادشاهى ديگر ندارد ، چنانكه گفتهاند : هر كه قانع شد بخشگ وترشه بحر وبرست .
وممكن است كه « ملك » بضمّ ميم كه بمعنى پادشاهيست خوانده نشود بلكه
هامش
( 1 ) كذا بخط الشارح ( ره ) ، وبفتح ضاد نيز درست است ، در أقرب الموارد گفته :
« الضّعة والضّعة مصدران ، وفي حسبه ضعة وضعة اى انحطاط ولؤم وخسّة » .