تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
كه اجر وثوابي دارد آنست كه در راه خدا باشد وعدول از آنچه در آن اجر وثوابي باشد به آن چه در آن اجر وثوابي نباشد نوعيست از گمراهى با آنكه أكثر دوستيها كه در راه خدا نباشد بناى آن بر اغراض فاسده باشد كه گمراهى باشند ، و « محال » بضمّ ميم در أصل چيزى را گويند كه گردانيده شده باشد از راستى بكجى ، وشايع شده استعمال آن در هر چه واقع نتواند شد ودر اينجا هر دو معنى مناسب است .

6916

كلّ أحوال الدّنيا زلزال ، وملكها سلب وانتقال . همهء حالهاى دنيا زلزالست ، وملك آن ربودن وانتقال است ، « زلزال » بكسر زاء يا فتح آن يا ضمّ آن « 1 » بمعنى حركت وجنبش است ووصف أحوال دنيا بآن بر سبيل مبالغه است ومراد اينست كه چنان صاحب زلزالست ودر حركت وانتقالست كه گويا عين حركت وانتقالست وهمچنين ملك آن را « ربودن » و « انتقال » گفتن مبالغه است ، ومراد نيز اينست كه چنان ربوده مىشود وانتقال مىيابد كه گويا عين ربوده شدن وانتقالست ، و « زلزال » بفتح زاء بمعنى بلايا وسختيها نيز آمده واين نيز در اينجا مناسب است .

6917

كلّ وعاء يضيق بما جعل فيه الّا وعاء العلم فانّه يتّسع . همه ظرفها تنگى ميكند به آن چه كرده شود در آن مگر ظرف علم كه گشادگى مىيابد ، يعنى هر ظرفى تنگى ميكند به آن چه كرده شود در آن هر گاه زيادة از حوصلهء آن باشد يا تنگ مىشود بقدر آنچه در آن كنند وبآن قدر از آن گرفته شود بخلاف ظرف علم كه هر چه علم در آن در آيد تنگى نمىكند وتنگ نمىشود بلكه وسعت آن زيادة مىشود زيرا كه نفس وذهن هر چند علم آن زياد شود استعداد وقابليت آن
هامش
( 1 ) فيروز آبادي گفته : « وزلزله زلزلة وزلزالا مثلّثة حرّكه » وزبيدى « حرّكه » را بوصف « شديدا » وعطف « أزعجه » بر آن موصوف داشته وبتفصيل بشرح عبارت فيروزآبادى پرداخته است هر كه بخواهد بتاج العروس مراجعه كند ، وصاحب منتهى الإرب گفته : « زلزله زلزلة وزلزالا مثلّثة نيك جنبانيد آنرا » .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 544 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)