تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
يا اين كه مخالف حكم عقل باشد وبنا بر اين مراد به « علم » مطلق ادراك است هر چند مطابق واقع نباشد نه خصوص ادراك مطابق واقع .

6870

كلّ عزّ لا يؤيّده دين مذلّة . هر عزّتى كه قوى نگرداند آنرا ديندارى خواريست ، « قوى نگرداند آن را ديندارى » يعنى با ديندارى نباشد چه هر عزّتى كه با ديندارى باشد ديندارى آنرا قوى گرداند .

6871

كلّ يوم يسوق إلى غده . هر روزى مىكشد بسوى فرداى آن ، يعنى مىكشد آدمي را ومىبرد بسوى فرداى آن يعنى فردائى از آن نشأه كه فرداى آن بايد وجزاى آن تواند شد پس اگر آن روز خوب گذشته مىكشد بفرداى نيكى ، واگر بد گذشته مىكشد بفرداى زشتى ، نعوذ باللّه منه .

6872

كلّ انسان مؤاخذ بجناية لسانه ويده . هر آدمي گرفته مىشود بگناه زبان أو ودست أو ، تخصيص اين دو عضو با آنكه أو بگناه همهء اعضا مؤاخذه مىشود باعتبار اينست كه آنها عمده‌ترين أعضايند وزبان منشأ گناه بسيارى مىشود وأكثر گناهان كه باعضاى ديگر مىشود دست را در آن مدخلى باشد واز براي رعايت لفظ باعتبار موافقت لسان با انسان ويد با غد در فقرهء سابق .

6873

كلّ شيء فيه حيلة الّا القضاء . هر چيز در آن چارهء است مگر قضا يعنى تقدير حق تعالى كه چارهء نمىتوان كرد از براي دفع آن .

6874

كلّ الغنى في القناعة والرضا . همهء توانگرى در قناعت است ورضا يعنى رضا بنصيب وبهرهء خود از دنيا وطلب زيادتى نكردن .