تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
داشته باشد با آن مثل دانا ونادان ، بر قياس آنچه در فقرهء سابق مذكور شد .

6865

كلّ امرء يميل إلى مثله . هر مردى يا آدمي ميل ميكند بسوى مثل آن ، اين همان مضمون فقرهء سابق سابق است نهايت آن عامّ بود در هر چيز واين در خصوص مرد يا آدمي وارد شده كه اغراض بآن تعلق گرفته .

6866

كلّ طير يأوى إلى شكله . هر مرغى جا مىگيرد بسوى مثل ومانند خود ، اين نيز مؤيّد ومؤكد فقره‌هاى سابق است .

6867

كلّ نعيم دون الجنّة محقور . هر نعمتي غير بهشت كوچك شمرده شده است ، مراد غير بهشت است وآنچه در آن باشد از نعمتهاى جسماني وروحاني كه عظيم‌تر از نعمتهاى جسماني آنست .

6868

كلّ نعيم الدّنيا ثبور . هر نعمت دنيا هلاكت است ، يعنى غالب اينست كه منشأ هلاكت مىشود يا هلاكت است ، يعنى عاقبت فانى وزايل مىشود چنانكه در بعضي نسخه‌ها « إلى ثبور » واقع شده وترجمه اينست كه بسوى هلاكت است ، يعنى عاقبت وانجام آن هلاكت است وبنا بر اين نسخه نيز مراد معنى اوّل مىتواند بود .

6869

كلّ علم لا يؤيّده عقل مضلّة . هر دانشى كه قوّت ندهد آن را عقلي گمراهيست ، مراد به « قوّت ندادن عقل آنرا » اينست كه عقلي نباشد كه بدارد بر عمل بآن وعمل بآن نشود ،