در خشم هلاكت است ، يعنى در عمل كردن بآن وفرو نخوردن آن هلاكت است هلاكت أخروي بلكه گاهى دنيوي نيز .
6501
في الحرص الشّقاء والنّصب .
در حرص بدبختى است وتعب ، واين ظاهرست .
6502
في الموت راحة السّعداء .
در مرگ آسايش نيكبختانست .
6503
في الدّنيا رغبة الأشقياء .
در دنيا رغبت بدبختانست ، مراد دنيائى است كه غرض از آن آخرت نباشد .
6504
في الانفراد لعبادة اللّه كنوز الأرباح .
در تنهائى از براي عبادت كردن خدا گنجهاى سودهاست .
6505
في اعتزال أبناء الدّنيا جماع الصّلاح .
در گوشهگيرى از پسران دنيا جمع كردن صلاح است ، يا جمع كنندهء صلاح است ، يا مجمع صلاح است ، يعنى صلاح أحوال وشايستگى آنها .
6506
في العواقب شاف أو مريح .
در عاقبتها شفا دهندهء باشد يا آسايش دهندهء ، ظاهر اينست كه اين كلامي است كه مىفرموده باشند در مقام تسلى در بيماريها واين كه غمگين از آنها نبايد بود عاقبت يا حق تعالى شفا دهد ، يا مرگ كه آسايش وراحت دهد از تعبها وزحمتهاى دنيا .
6507
في كلّ برّ شكر .
در هر صله وخيرى شكري است ، يعنى در هر صله وخيرى كه بكسى برسد شكر