از معصيت شود ، پس هر چند شرم كسى بيشتر باشد پرهيزگارى أو بيشتر باشد .
6182
على قدر الحرمان تكون الحرفة .
بر اندازهء محرومى ميباشد حرفت ، ممكن است كه مراد به « حرفت » در اينجا طعمه باشد ومراد اين باشد كه بقدر محرومى كسى از راهى حق تعالى أو را طعمه دهد از راه ديگر وتلافى آن كند ، وممكن است كه حرفت بمعنى جزا باشد ومعنى اين باشد كه : بقدر محرومى در دنيا ميباشد جزا در آخرت ، وممكن است كه مراد به « حرمان » محرومى مردم باشد از اين كس وبه « حرفه » « 1 » بضمّ حاء محرومى اين كس باشد وتنگ شدن روزى بر أو وبركت نداشتن كسب وسعى أو .
6183
على قدر العقل يكون الدّين .
بر اندازهء عقل ميباشد ديندارى .
6184
على قدر الدّين تكون قوّة اليقين .
بر اندازهء ديندارى ميباشد قوّت يقين . پوشيده نيست كه قوّت يقين سبب ديندارى مىشود وهر چند آن بيشتر باشد ديندارى بيشتر گردد ، وبنا بر اين اگر چه هر يك را مىتوان گفت كه بقدر ديگريست امّا چون قوّت يقين سبب است وديندارى مسبّب ، مناسبتر اينست كه گفته شود كه : بر اندازهء قوّت يقين است ديندارى وممكن است كه مراد اين باشد كه : بر اندازهء ديندارى بالخاصيه قوّت يقين زياد مىشود وهر چند ديندارى كسى بيشتر باشد يقين أو قوىتر گردد .
6185
على قدر النّعماء يكون مضض البلاء .
بر قدر نعمت ميباشد درد بلا ، يعنى هر كه نعمت أو بيشتر باشد بلاى أو هم بيشتر باشد پس وجع ودرد بلاى أو بيشتر باشد ، واين يا باعتبار اقتضاى حكمت
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « وبنا بر دو احتمال أول ( حرفت ) بكسر حاء است ، منه » ودر غير نسخهء أصل باضافهء ، « رحمه اللّه » .