5814
صدق الايمان وصنائع الاحسان أفضل الذّخائر .
راستى ايمان وكردههاى احسان افزونترين ذخيرههاست « كردههاى احسان » يعنى احسانها كه كرده شود بمردم .
5815
صحّة الودّ من كرم العهد .
درستى دوستى از گرامى بودن عهدست ، يعنى از جملهء گرامى بودن عهد وپيمان است كه عقلا وشرعا نيكو ومستحسن است چه دوستى با كسى نيز عهد وپيمانى است كه با أو بشود پس درست نگاهداشتن ونيكو رعايت كردن آن داخل گرامى بودن عهد وپيمان باشد .
5816
صحّة الأمانة عنوان حسن المعتقد .
درستى امانتدارى عنوان يعنى سر سخن يا دليل نيكوئى اعتقادست .
5817
صواب الرّاى يؤمن الزّلل .
درستى رأى أيمن مىسازد از لغزش ، يعنى پيش از هر كار بايد كه بتأمّل وتفكر ومشورت رأى وانديشهء درست در آن باب تحصيل كرد تا لغزشى نشود .
5818
صواب الفعل يزيّن « 1 » الرّجل .
درستى كردار زينت مىدهد مرد را .
5819
صواب الرّاى بالدّول ويذهب بذهابها .
درستى رأى بدولتهاست ومىرود برفتن آنها ، مراد اينست كه غالب اينست كه أرباب دولتها تا دولت دارند رأيها وانديشههاى ايشان درست است وخطا
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) كلمهء « يزيّن » را از باب تفعيل خوانده و « يزين » مجرّدا نيز درست است منتهى در « يزّين » معنى تكثير ومبالغه است پس از قبيل فتح وفتّح وجمع وجمّع ونظاير آنهاست .