نكند ، وگناه كسى را عفو نكند والبتة انتقام بكشد .
5686
شرّ الزّوجات من لا تواتى .
بدترين جفتها زنيست كه موافقت نكند ، اين بنا بر اينست كه « تواتى » با تاى دو نقطهء بالا پيش از يا باشد ودر بعضي نسخهها بنون است يعنى « توانى » وبنا بر اين معنى اينست كه زنيست كه بردبارى نداشته باشد ، يا در نشستن وبرخاستن وراه رفتن تأنّى وآرام نداشته باشد .
5687
شرّ الولاة من يخافه البرىء .
بدترين حكام حاكميست كه بترسد از أو بىگناه ، ووجه اين ظاهرست چه ترس بي گناه از حاكم نمىباشد مگر وقتي كه أو ستمكار باشد ، واگر عدل كند بىگناه را از أو باكى نباشد ، وظاهرست كه حاكم ظالم بدترين حكام است .
5688
شرّ الأولاد العاقّ .
بدترين أولاد فرزند عاقّ است يعنى فرزندى كه با پدر بد سر كند .
5689
شرّ الاخلاق الكذب « 1 » والنّفاق .
بدترين خصلتها دروغگوئى ونفاق است يعنى موافق نبودن باطن با ظاهر .
5690
شرّ اخوانك من أرضاك بالباطل .
بدترين برادران تو كسيست كه راضى كند ترا بباطل ، مثل اين كه ستايش كند أو را به آن چه در أو نباشد ، يا اين كه أعانت كند أو را در امرى كه ضرر بدين أو داشته باشد .
5691
شرّ من صاحبت الجاهل .
بدترين كسى كه مصاحبت كنى با أو جاهل است يعنى نادان يا كم عقل .
هامش
( 1 ) « الكذب » بفتح كاف وكسر ذال نيز بر وزن كتف بمعنى دروغ است .