است از آن راه آن از أموري شمرده شده كه در دل قرار گيرد ورشك از أموري شمرده شده كه با مرد همراه باشد .
5680
شرّ المصائب الجهل .
بدترين مصيبتها جهل است ، يعنى ناداني يا كم عقلي .
5681
شرّ الملوك من خالف العدل .
بدترين پادشاهان كسيست كه مخالفت كند عدل را .
5682
شرّ الأموال ما لم يغن عن صاحبه .
بدترين مالها ماليست كه سود ندهد صاحب خود را ، يعنى بهرهء از آن نبرد در آخرت يا أصلا نه در دنيا ونه در آخرت .
5683
شرّ المال ما لم ينفق في سبيل اللّه منه ولم تؤدّ زكاته .
بدترين مال ماليست كه خرج نشود در راه خدا چيزى از آن ، وداده نشود زكاة آن .
5684
شرّ البلاد بلد لا امن فيه ولا خصب « 1 » .
بدترين شهرها شهريست كه نه امنيت باشد در آن ونه ارزانى .
5685
شرّ النّاس من لا يقبل العذر ، ولا يقيل الذّنب .
بدترين مردمان كسيست كه قبول نكند عذر را ، ودر نگذرد از گناه . يعنى هر گاه كسى نسبت باو گناهى كرده باشد وعذرى از براي آن گويد عذر أو را قبول
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را بفتح خاء ضبط كرده است وگويا بجز اشتباه وجهي نداشته باشد ، در أقرب الموارد گفته : « خصب المكان كضرب وعلم خصبا كثر فيه العشب والكلأ فهو خصيب » ودر منتهى الإرب گفته : « خصب ( كضرب ) خصبا بالكسر فراخ سال وفراخ حال گرديد » ونيز گفته : « خصب بالكسر بسيارى نبات وفراخى سال وحال وبلد خصيب يعنى فراخ سال » ومراد شهر پر نعمت است ، بارى تاكنون استعمال « خصب » را بفتح خاء براي اين معنى يعنى فراخ سالى وپر نعمتي در جائى نديدهام .