تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
دولت نادان مانند بيگانه‌ايست حركت كننده بسوى انتقال .

5109

دولة العاقل كالنسيب يحنّ إلى الوصلة . دولت عاقل مانند خويشى است كه مشتاق باشد بسوى پيوند . مراد به « جاهل » در فقرهء سابق بقرينهء مقابله با « عاقل » درين فقره كم عقل است نه غير عالم ، ومراد اينست كه جاهل چون حفظ دولت نمىتواند كرد پس اگر دولتي بهم رساند دولت أو بمنزلهء بيگانهء خواهد بود از أو كه حركت كند بسوى انتقال ازو ، وبزودى زايل شود از أو وانتقال يابد بديگرى ، وعاقل چون حفظ دولت مىتواند كرد دولتي كه بهم رساند دولت أو مانند خويشى باشد از براي أو كه شوق اين داشته باشد كه همواره بپيوندد باو واز أو جدا نشود .

5110

دولة العادل من الواجبات . دولت عادل از واجباتست ، يعنى از اموريست كه ثابت وپا بر جا باشد .

5111

دولة الجائر من الممكنات . دولت ستم كننده از ممكناتست يعنى از اموريست كه بقا وثباتى نباشد آنها را وبزودى فانى وزايل شوند .

5112

دولة الأكابر من أفضل المغانم . دولت بزرگان از افزونترين غنيمتهاست ، زيرا كه مردم از دولت ايشان نفع يابند ومتضرّر نشوند . ودر بعضي نسخه‌ها بدل « الأكابر » : « الأكارم » است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : « دولت مردم گرامى بلند مرتبه » ، وحاصل هر دو يكيست .

5113

دولة اللّئام مذلة الكرام . دولت لئيمان يعنى مردم پست مرتبه خوارى كريمان است . يعنى مردم گرامى
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 10 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)