زيادتى شكر وصلهء خويش زياد ميكنند نعمتها را ، ووسعت مىدهند در اجل ، يعنى مدّت عمر يعنى مدّت عمر را زياد ميكنند چنانكه در أحاديث بسيار وارد شده . وممكن است كه : « يفسحان » بخاى نقطهدار باشد وترجمه اين باشد كه : فسخ ميكنند اجل را ، يعنى وقت مرگ را وپس مىاندازند بوقت ديگر ، وحاصل هر دو يكيست .
5488
زهد المرء فيما يفنى على قدر يقينه بما يبقى .
بي رغبتي مرد در آنچه فانى مىشود يعنى دنيا بقدر يقين اوست به آن چه پاينده مىماند يعنى آخرت .
5489
زاد المرء إلى الآخرة الورع والتّقى .
توشهء مرد بسوى آخرت ورع وتقوى است . « ورع » و « تقوى » هر دو بمعنى پرهيزگاريند وتأكيد است . وممكن است كه : اوّل بمعنى پرهيزگارى باشد ودوّم بمعنى ترس از خدا باشد كه سبب آن مىشود .
5490
زيادة الدّنيا تفسد الآخرة .
زيادتى دنيا فاسد ميكند آخرت را ، يعنى غالب اين است كه فاسد ميكند آخرت را ، زيرا كه در أكثر بكسبهاى حرام ومنع حقوق خداى عزّ وجلّ ومردم مىشود وباعث اشتغال بآن وباز ماندن از سعى از براي آخرت مىگردد .
5491
زر في اللّه أهل طاعته ، وخذ الهداية من أهل ولايته .
زيارة كن در راه خدا أهل فرمانبردارى أو را ، وفراگير راهنمائى را از أهل ولايت أو ، يعنى از دوستان أو يا از جمعى كه أو ايشان را والى وأمير كرده يعنى أئمهء بر حقّ صلوات اللّه وسلامه عليهم أجمعين .
5492
زوروا في اللّه ، وجالسوا في اللّه ، وأعطوا في اللّه ، وامنعوا في اللّه .