5477
زهدك في الدّنيا ينجيك ، ورغبتك فيها ترديك .
بىرغبتى تو در دنيا رستگار مىسازد ترا ، ورغبت تو در آن هلاك مىگرداند ترا ، يا مىاندازد يعنى در هلاكت يا زيان وخسران .
5478
زلّة اللّسان تأتى على الانسان .
لغزش زبان هلاك ميكند آدمي را ، يعنى گاه هست كه سبب هلاك صاحب آن يا ديگرى مىشود پس در سخن كمال احتياط بايد كرد كه مبادا چنان مفسدهء بر آن مترتّب شود .
5479
زلّة اللّسان اشدّ من جرح السّنان .
لغزش زبان سختترست از زخم نيزه . اين همان مضمون است كه در أوايل اين فصل مذكور شد كه « زلّة اللّسان انكى من إصابة السّنان » وشرح شد .
5480
زلّة العاقل محذورة .
لغزش عاقل حذر كرده شده از آنست يعنى عاقل از لغزش حذر واجتناب زياد بايد بكند ، زيرا كه گناه وخطا نيز از أو بسيار قبيح ترست از كم عقل ، وممكن است كه : مراد به « عاقل » عالم باشد بقرينهء مقابله با جهل در فقرهء بعد .
5481
زلّة الجاهل معذورة .
لغزش جاهل يعنى نادان عذر خواسته شده است يعنى غلط وخطائى كه أو بكند سهل است ومعذور است در آن بلكه بسيارى از گناهان نيز كه كسى ندانسته بكند بسا باشد كه معذور باشد در آن . وممكن است كه : مراد به « جاهل » نادان نباشد بلكه كم عقل باشد بقرينهء مقابله با عاقل در فقرهء سابق .
5482
زلّة العاقل شديدة النّكاية .