5097
خدمة الجسد اعطاؤه ما يستدعيه من الملاذّ والشّهوات والمقتنيات ، وفي ذلك هلاك النّفس « 1 » .
خدمتكردن بدن را بخشيدنست بآن آنچه را طلب كند آنرا از لذّتها وخواهشها ، وكسب كرده شده ها يا ذخيرة كرده شده ها ، ودر آنست هلاك شدن نفس . مراد اوّلا بيان معنى خدمت كردن بدن است كه در شرع أقدس ذمّ آن شده وبعد از آن ذمّ آن فرموده اند باين كه آن باعث هلاكت نفس مىگردد در آخرت ، ومراد به « لذّتها وخواهشها » لذّتها وخواهشهائيست كه نهى از آنها شده باشد ، وهمچنين « كسب كرده شدها » يا « ذخيرة كرده شده ها » .
5098
خدمة النّفس صيانتها عن اللذّات والمقتنيات ، ورياضتها بالعلوم والحكم ، واجتهادها بالعبادات والطّاعات ، وفي ذلك نجاة النّفس .
خدمت كردن نفس را نگاهداشتن آنست از لذّتها وكسب كرده شدها يا ذخيرة كرده شده ها ، ورياضت فرمودن آنست بعلمها وحكمتها ، وبار كردن آنست نهايت طاقت آن بعبادات وطاعات ، ودر آنست رستگارى نفس . مراد اوّلا بيان معنى خدمت كردن نفس است كه در شريعت غرّاء مدح آن شده وبعد از آن مدح آن فرموده اند باين كه سبب رستگارى نفس گردد در آخرت . ومراد به « لذّتها وكسب كرده شدهها ( يا ) ذخيرة كرده شدها » آنهاست كه نهى از آنها شده باشد چنانكه در شرح فقره سابق مذكور شد . ومراد به « حكمت » چنانكه مكرّر مذكور شد علم راست درست است پس ذكر « حكمتها » بعد از « علمها » از براي تخصيص بعد از تعميم است
هامش
( 1 ) ناظر باين حديث وحديث آينده است قول أبو الفتح بستى در نونيّه معروفهاش :« يا خادم الجسم كم تسعى لخدمته * فأنت بالنّفس لا بالجسم انسان ».