تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
در واقع بخيلى كن بنفس خود از آنچه حلال نيست از براي تو يعنى نفس خود را به آنها مده ومگذار كه آلودهء آنها شود پس بدرستى كه اين بخيلى حقيقت جود وكرم است .

2367

اعط النّاس من عفوك وصفحك مثل ما تحبّ ان يعطيك اللّه سبحانه ، وعلى عفو فلا تندم . ببخش مردم را از عفو خود ودر گذشتن خود مثل آنچه دوست مىدارى كه ببخشد ترا خدا كه پاك است أو ، وبر هيچ عفوى ودر گذشتنى پشيمان مشو .

2368

أكرم من ودّك واصفح عن عدوّك يتمّ لك الفضل . احسان كن يا گرامى دار كسى را كه دوست داشته باشد ترا ودر گذر از دشمن خود تا اين كه كامل شود از براي تو فضل وافزونى .

2369

احفظ رأسك من عثرة لسانك وازممه بالنّهى والحزم والتّقى والعقل . نگاهدار سر خود را از لغزش زبان خود ومهار كن زبان خود را بمنع كردن ودور انديشى وپرهيزگارى وعقل وخرد ، زيرا كه اينها نگاه دارند آن را از گفتن سخنى كه بباد دهد سر أو را يا ضرر كند باو ، وممكن است كه « نهى » بضمّ نون بر وزن تقى خوانده شود بمعنى عقل وذكر عقل در آخر تأكيد باشد .

2370

اغتنم من استقرضك في حال غناك ليجعل قضاءه « 1 » في يوم عسرتك . غنيمت شمار كسى را كه قرض بگيرد از تو در حال توانگرى تو تا اين كه بگرداند پس دادن آن را در روز پريشانى تو ، مراد خداى عزّ وجلّ است كه خيرات را
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) آنرا « قضاه » بألف مقصوره ضبط كرده است .