كه فرو نمىنشاند آن را مگر مرگى يا دست يافتنى .
2204
المؤمن أمين على نفسه مغالب لهواه وحسّه .
مؤمن امين است بر نفس خود ، غلبه كننده است بر هوا وحسّ خود يعنى تابع هوا وهوس وخواهش حواس خود نيست بلكه بر همه غلبه كرده وهمه را تابع خود كرده وهر يك را از هر چه منع فرمايد ممنوع شوند ودر بعضي نسخهها « مجاهد » بدل « مغالب » واقع شده وبنا بر اين معنى اين است كه : جنگ كننده است با هوا وحسّ خود .
2205
الحسد عيب فاضح وشحّ فادح لا يشفى صاحبه إلّا بلوغ آماله فيمن يحسده .
رشك عيبى است رسوا وبخيلى است سنگين وگران شفا ندهد صاحب آن را مگر رسيدن بآرزوهاى خود ( يا بآرزوى خود بنا بر نسخهء « أمله » در بارهء آنكه رشك مىبرد بر آن ودر بعضي نسخهها « شجى » بدل « شح » واقع شده وبنا بر اين معنى اين است وغصّه ايست سنگين گران .
2206
الألفاظ قوالب المعاني .
لفظها قالبهاى معنيهايند پس كلام بايد كه باندازهء معاني باشد وزيادة وكم نباشد .
2207
الاعتراف شفيع الجاني .
اعتراف كردن بگناه شفاعت كنندهء گنهكار است يعنى بهمان بايد أو را عفو كرد واز سر گناه أو گذشت .
2208
الايثار سجيّة الأبرار وشيمة الأخيار .
ايثار يعنى بخشش چيزى در حالي كه خود محتاج بآن باشد چنانكه