كه عزّت وبزرگى يافتن بآن واگر چه بسيار باشد اندكى است .
2189
الصّنيعة إذا لم تربّ أخلقت كالثّوب البالي والأبنية المتداعية .
احسان هرگاه تربيت كرده نشود يعنى هر چندگاه در عقب آن احسان ديگر نكنند وآنرا تازه نكنند كهنه شود مانند جامهء كهنه شده وبناهاى درهم شكسته .
2190
الشّر كامن في طبيعة كلّ أحد فان غلبه صاحبه بطن وان لم يغلبه ظهر .
بدى پنهان است در طبع وخوى هر احدى ، پس اگر غلبه كند بر آن صاحب آن پنهان ماند واگر غلبه نكند آشكار گردد .
2191
الغدر يعظّم الوزر ويزرى بالقدر .
بىوفائى بزرگ مىگرداند گناه را يعنى گناه بزرگى است وعيبناك مىگرداند قدر اين كس را .
2192
المقادير تجرى بخلاف التّقدير والتّدبير .
تقديرهاى خدائى روان مىشود بر خلاف تقدير وتدبير بنده يعنى همه جا تقدير وتدبير بنده سود ندهد بلكه در بسيارى از جاها قضا وقدر خدا بر خلاف آن روان گردد .
2193
إنجاز الوعد من دلائل المجد .
بجاى آوردن وعده از دليلهاى مجد است و « مجد » بمعنى شرف وبلندى مرتبه وبمعنى كرم آمده وبعضي گفتهاند كه بمعنى شرف يا كرم پدران اين كس است .