نكنند وآنرا بمنزله پيراهن تن خود دارند .
863
العدل أقوى أساس .
عدل قويترين بنياديست وبنياد هر چه بر آن گذاشته شود ثابت ومحكم باشد .
864
النّعم يسلبها الكفران .
نعمتها زايل ميكند آنها را كفران نعمت وشكر نكردن آن .
865
القدرة يزيلها العدوان .
قدرت وتوانائى برطرف ميكند آنرا ظلم وستم ، وظالم بزودى عاجز وناتوان گردد .
866
الإساءة يمحاها « 1 » الاحسان .
بدى بكسى محو ميكند آنرا احسان باو ، يعنى احسانى كه تلافى آن تواند كرد وبآن راضى شود آن شخص ، وممكن است مراد اين باشد كه بدى را محو ميكند نيكوئى يعنى حسنه محو ميكند سيّئه را چنانكه در قرآن مجيد فرموده :
إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ
، بدرستى كه حسنات مىبرند سيّئات را ، وپوشيده نماند از جمله حسناتي كه سيّئات را مىبرند نمازهاى پنجگانه است چنانكه آية كريمه
هامش
( 1 ) فيروز آبادي در قاموس گفته : « محاه يمحوه ويمحاه أذهب أثره فمحاهو » پس معلوم شد كه اين كلمه معتل الواو است واز دو باب آمده يعنى از باب « نصر ينصر » و « منع يمنع » وهمچنين لازم نيز استعمال شده است چنانكه « فمحا هو » نصّ در آنست ، پس نسخه مصنف چنانكه صريح خطش است مطابق متن « يمحاها » بوده مانند نسخه چاپ بمبئي ( ص 22 ، س 5 ) وهمچنين است امر در فقره آينده يعنى « الكفر يمحاه الايمان » ليكن در چاپ دمشق بلفظ « يمحوها » و « يمحوه » ضبط شده است ( رجوع شود بص 28 ، س 5 ) وهمچنين است در چاپ صيدا ( ص 11 ، س 6 ) .