تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
از آن آزادى كه اوّل داشت وبسبب طمع زايل شده بود .

757

الصّبر عدّة للبلاء . صبر مهيّا كرده شده‌ايست از براي بلا يعنى از براي دفع بلا واين كه بلائي كه نازل شود آسان بگذرد وباعث اين شود كه ديگر بلائي باو نرسد .

758

الشّكر زينة للنّعماء . شكر زينت وآرايشى است از براي نعمت چون نعمتي كه شكر آن بشود اداى حقّ آن شده وباز خواستى بر آن نيست واميد زيادتى آن باشد پس آن نعمتي است آراسته وبا زينت بخلاف نعمتي كه شكر أو نشود زيرا كه بسبب آميختگى بخوف مؤاخذه بر آن وبيم زوال آن زينت وآراستگى ندارد .

759

القنوع عنوان الرضا . راضى بودن بنصيب وقسمت خود از دنيا سر سخن يا دليل رضاست ، يعنى رضا وخوشنودى بمطلق تقديرات حقّ تعالى در هر باب .

760

الصّبر كفيل بالظّفر « 1 » . صبر كفيل وضامن تن فيروزيست هر كه در بلاها ومصائب صبر كند صبر فيروزى بخيرات وسعادات را از براي أو حاضر سازد .

761

الصّبر عنوان النّصر . صبر سر سخن يا علامت ياريست يعنى يارى كردن حقّ تعالى صاحب آنرا .

762

الصّبر أدفع للبلاء . صبر دفع كننده‌تر است مر بلا را از هر چيز ، زيرا كه بلاى آمده را سهل وآسان كند ومانع شود از نيامده ودفع كند آنرا وچنين دافعى ديگر از براي آن نتوان يافت .
هامش
( 1 ) حافظ در اين باب نيكو گفته است :« صبر وظفر هر دو دوستان قديمند * بر اثر صبر نوبت ظفر آيد »