يعنى هرگاه كسى با كسى مصلحت بيند ومشورت كند پس اگر آن كس خيانت كند با أو وشرط نصيحت وخلوص بجا نياورد وآنچه را صلاح أو داند باز نگويد اين بمنزله اين است كه دروغ گفته باشد .
739
النّفاق توأم الكفر .
نفاق توأم كفر است ، « توأم » طفلى را گويند كه با طفل ديگر از يك شكم همراه متولّد شود و « بودن نفاق توأم كفر » هرگاه نفاق با خداى عزّ وجلّ باشد ظاهر است ، واگر نفاق با ديگران نيز مراد باشد بايد كه محمول شود بر مبالغه در بدى وقبح نفاق واين كه آن بمنزله كفر است چنانكه قبل از اين مذكور شد .
740
الغشّ شرّ المكر .
غشّ بدترين مكريست ومراد به « غشّ » صاف وخالص نبودن وموافق نبودن ظاهر است با باطن ، يا در مصلحتها ومشورتها خلاف اعتقاد خود را گفتن .
741
النّفاق يفسد الايمان .
نفاق فاسد ميكند ايمان را ، ظاهر اين است كه مراد نفاق با مردم است واين كه آن ايمان را ناقص ميكند ، وگاه مىشود كه بتدريج سبب فساد وبطلان آن گردد ، وممكن است كه مراد نفاق با خدا باشد ومراد اين باشد كه ايمان بانفاق فاسد است وايمان نيست .
742
الكذب يزرى بالانسان .
دروغ عيبناك گرداند آدمي را وعيب أو باشد .
743
الرّفق عنوان النّبل .
نرمى ومهربانى با مردم سر سخن يا دليل نبل است يعنى نجابت يا ذكا وفطنت .