بصيرت أو كور گردد وقبح ومفسده آن را نبيند ، پس كسى كه خواهد كه در همه چيز بينا باشد بايد كه هوى وخواهشى بخود راه ندهد .
581
الأذى يجلب القلى .
اذيّت بكسى رساندن سبب دشمنى أو گردد ، پس كسى را كه از دشمنى أو بر حذر باشند ايذا نبايد كرد ، وكسى را كه ايذا كرده باشند بر أو اعتماد نبايد كرد .
582
البلاء رديف الرّخاء .
بلا در پى توسعه عيش است ، وغالب اين است كه بعد از كمال وسعت بلائي باشد پس طالب آن نبايد بود وهر كه را رو دهد بايد كه بدعا وتصدّق سعى در رفع بلا نمايد .
583
الشّهوات مصائد الشّيطان .
خواهشها دامهاى شيطان است كه به آنها مردم را صيد كند وتابع خود گرداند .
584
العدل فضيلة السّلطان .
عدل ودادرسى برترى پادشاه است ، يعنى برترى پادشاه وفزونى مرتبه أو بعدل است ، پس هر پادشاهى كه عدل نكند أو را فضيلتى نباشد .
585
العفو أفضل الاحسان .
در گذشتن از گناه وتقصير افزونتر احسانى است ، واز ساير احسانها أفضل است .
586
البذل مادّة الامكان .
دهش سرمايه تمكين است ، يعنى جود وبخشش آدمي را صاحب مكانت ومنزلت گرداند .