تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
بصيرت أو كور گردد وقبح ومفسده آن را نبيند ، پس كسى كه خواهد كه در همه چيز بينا باشد بايد كه هوى وخواهشى بخود راه ندهد .

581

الأذى يجلب القلى . اذيّت بكسى رساندن سبب دشمنى أو گردد ، پس كسى را كه از دشمنى أو بر حذر باشند ايذا نبايد كرد ، وكسى را كه ايذا كرده باشند بر أو اعتماد نبايد كرد .

582

البلاء رديف الرّخاء . بلا در پى توسعه عيش است ، وغالب اين است كه بعد از كمال وسعت بلائي باشد پس طالب آن نبايد بود وهر كه را رو دهد بايد كه بدعا وتصدّق سعى در رفع بلا نمايد .

583

الشّهوات مصائد الشّيطان . خواهشها دامهاى شيطان است كه به آنها مردم را صيد كند وتابع خود گرداند .

584

العدل فضيلة السّلطان . عدل ودادرسى برترى پادشاه است ، يعنى برترى پادشاه وفزونى مرتبه أو بعدل است ، پس هر پادشاهى كه عدل نكند أو را فضيلتى نباشد .

585

العفو أفضل الاحسان . در گذشتن از گناه وتقصير افزونتر احسانى است ، واز ساير احسانها أفضل است .

586

البذل مادّة الامكان . دهش سرمايه تمكين است ، يعنى جود وبخشش آدمي را صاحب مكانت ومنزلت گرداند .