تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
اثاثيه سفر و چهار پايان همراه ما پرداخت ، ما خدا را شكر و به سجده افتاديم و زمين پيش روى حضرت را بوسيديم ، بعد از آن از آنچه خواستيم سؤال كرديم و او پاسخ داد . سپس اموال را به ايشان تحويل داديم و حضرت امر فرمود كه از آن به بعد مالى را به سرّ من رأى نياوريم چرا كه آن حضرت در بغداد شخصى را معين مىكند كه اموال را نزد او ببريم و توقيعات از سوى او بيرون مىآيد . آنان گفتند : ما از نزد حضرت برگشتيم و حضرت به ابو العباس محمّد بن جعفر قمى مقدارى حنوط و كفن داد و فرمود : خداوند اجر تو را در بارهء ( مصيبت ) خودت بزرگ گرداند . همراهيانش گويند : زمانى كه ابو العباس به عقبه همدان [ يا مهران ] رسيد وفات كرد ( خدايش او را بيامرزد ) « 1 » .

استمداد جعفر كذّاب از خليفه جهت كسب مقام

( 1 ) 25 - بعد از آن جريان اموال به بغداد نزد نوّابى كه براى اين كار منصوب شده بودند حمل گرديد و از جانب آنها توقيعات حضرت - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف - بيرون مىآمد . اولين [ وكيل امام حسن عسكرى ( ع ) ] « شيخ عثمان بن سعيد عمرى » بود . بعد از او پسرش « ابو جعفر محمّد بن عثمان » و بعد از او « ابو القاسم حسين بن روح » و بعد از او « شيخ ابو الحسن على بن محمّد سمرى » بود ، سپس زمان غيبت كبرى فرا رسيد ، اين چهار نفر مقدار مال را به اجمال و تفصيل مىشناختند و صاحبان اموال را نيز با اعلام و معرفى حضرت قائم - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف - نام مىبردند . خبرى كه چند سطر قبل ذكر كرديم ، دلالت بر اين مىكند كه خلفاى بنى عباس يكى پس از ديگرى از زمان امام صادق - عليه السّلام - تا آن زمان ، از صدور اين امور غيبى از ائمه معصومين با خبر بودند و احوال ائمهء ما را مىشناختند ؛ چرا كه معجزات آنان را - همچنان كه بسيارى از آنها ذكر شد - مشاهده مىكردند .
هامش
( 1 ) كمال الدين ، صدوق : 2 / 476 ، حديث 26 . بحار : 52 / 47 ، حديث 34 و ج 76 / 63 ، حديث 4 .