ايمان آورندهء به او خواهد بود و ما او را مىشناسيم و صفت او را به وصايت يافتهايم ، چنانچه در صفت « محمّد » نبوّت را يافتيم . او سرور عرب و ربّانى آنان است و حقّ شمشير را عطا مىكند و نام او در ملأ اعلى « على » است و او بعد از « محمّد » در روز قيامت از نظر نام بالاترين خلايق است و فرشتگان او را « پهلوان پيروز و رستگار » مىنامند . به خدا سوگند ! او به هر سو متوجه شود رستگار و پيروز مىگردد و او در ميان يارانش در آسمانها از خورشيد درخشان ، معروفتر است .
( 1 )
حجّت خداوند بر روى زمين
( نشانههاى روحبخشى كه بر وجود صاحب الزمان ، حجّت خداوند رحمان دلالت مىكند كه درود خدا تا فلك در گردش و ملك در نيايش است ، بر او باد ! ) ( 2 ) 21 - ابو جعفر بن بابويه روايت كرده است از محمّد بن مسلم بن فضل كه گفت : در كوفه نزد ابو سعيد غانم بن سعيد هندى رفتم و در كنار او نشستم ، پس از مدتى با توجه به خبرهايى كه از او به من رسيده بود ، از حالش جويا شدم ، پاسخ داد در شهر « كشمير داخلى هند » بودم و در آن هنگام ما چهل نفر بوديم كه بر گرد تخت سلطان و پادشاه مىنشستيم و تورات و انجيل و زبور را قرائت مىكرديم و پادشاه از ما در مسائل علمى يارى مىطلبيد . روزى صحبت از « محمّد » به ميان آمد و ما گفتيم كه چنين نامى را در كتابهايمان ديدهايم . همه متفق القول شديم به اينكه در جستجو و يافتن او بكوشيم ، من به جستجوى او با مقدارى از مال از شهر خارج شدم در بين راه جماعتى ترك راه را بر من بسته و اموال را از من ستاندند . من نيز بسرعت خود را به كابل رسانيده و از آنجا به بلخ عزيمت نمودم و به حضور امير آن ديار « ابن أبي شمّون » رسيده و مقصودم را از سفر براى او توضيح دادم و او دانشمندان را براى گفتگوى با من گرد هم آورد .
از آنان از « محمّد » سؤال كردم ، گفتند : او پيامبر ما « محمّد بن عبد اللَّه » مىباشد كه وفات كرده است .