تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
دنبال آنان به راه افتادند . هنگامى كه به در غار رسيدند ، آنان را در خواب ديدند ، حيران ماندند و نتوانستند متعرض آنان شوند و وحشت زده برگشتند . همين طور صاحب امر - عليه السّلام - بعد از اينكه بر پدرش نماز خواند و او را دفن كرد ، جعفر كذّاب نزد بنى عباس رفت و خبر او را به آنان داد . و آنان سپاهى را به سامرّا فرستادند تا بر خانهء آن حضرت هجوم برند و هر كس را در آن يافتند بكشند و سر امام - عليه السّلام - را بياورند ! هنگامى كه آنان وارد خانهء آن حضرت شدند ، او را در آخر سرداب روى آب ، بر روى حصيرى ديدند كه نماز مىخواند و در جلو آنان قرار داشت و آب سرداب مانند دريايى مىماند ، وقتى كه اين گونه ديدند از دستيابى او مأيوس شدند و وحشت‌زده نزد خليفه برگشتند و خليفه به آنان دستور داد كه اين قضيه را پوشيده دارند . دوباره سپاهى بيش از بار اوّل ارسال داشت ، آنان هم وقتى كه وارد خانه شدند از سرداب ، صداى قرائت قرآن شنيدند ، در سرداب را گرفتند تا وقتى كه آن حضرت خارج مىشود او را بگيرند ! ولى آن حضرت از جايى كه اكنون شبكه است ، خارج شده و فرمانده آنان ايستاده بود ، وقتى كه رفت و ناپديد شد ، فرمانده گفت : پايين برويد و او را بگيريد . گفتند : او از جلو تو گذشت و تو به ما نگفتى تا او را بگيريم . فرمانده گفت : من او را نديدم ، پس هراسان مراجعت كردند . بار سوم سپاهى به سوى آن حضرت رفت و او را در آخر سرداب يافتند و امام دستش را بر ديوار گذاشت و ديوار شكافته شد و حضرت بيرون رفت و هنوز هم اثر آن شكافتگى در آن ديوار پيداست .

اثرات عمل صالح

( 1 ) مخالفين ائمه ، اجابت دعاى امامان را انكار مىكنند و مىگويند خرق عادت براى غير پيامبران ممكن نيست . سپس از پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - روايت مىكنند سه نفرى را كه نه پيامبر و نه وصى پيامبر بودند ، در غارى در كوهى عبادت مىكردند كه ناگهان سنگى از بالاى كوه بر در غار افتاد . در اين هنگام آنان به
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 649 | قطب الدين الراوندي / غلام حسن محرمى