او را به آن چاه راهنمائى كرد و آن طعام را براى دانيال فرستاد . دانيال گفت : حمد خداى را كه ذكركنندهاش را فراموش نمىكند .
موسى بن جعفر - عليه السّلام - هم در بغداد نزد بدترين مأموران بنى عباس محبوس بود . او آن حضرت را نزد درندگان گرسنه انداخت و هنگام صبح اطمينان داشتند كه از امام - عليه السّلام - جز استخوان چيزى نمانده است . پس ديدند كه حضرت در همان مكان ايستاده و مشغول اقامهء نماز است و درندگان مانند گربه در كنار آن حضرت ، نشستهاند .
مخفى نماند كه تمام درندگان نزد معصومان آل محمّد - عليهم السّلام - رام هستند و به دستورات آنان گردن مىنهند . امام باقر - عليه السّلام - براى « كميت » كه دشمنان آل محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - مىخواستند او را بگيرند و به قتل برسانند و او از دست آنان فرار مىكرد ، دعا نمود و او در تاريكى شب بيرون آمد و در راهى عدهاى از مأموران نشسته بودند تا او را اگر خواست مخفيانه بگريزد ، دستگير نمايند ، ولى هنگامى كه « كميت » بيرون آمد و خواست به راهى برود ، شيرى جلو او را گرفت و نگذاشت از آنجا برود پس از راه ديگرى رفت ، باز نگذاشت و مثل اينكه به « كميت » اشاره مىكرد كه پشت سر او راه برود . آنگاه آن شير به طرفى رفت و « كميت » دنبال او به راه افتاد تا اينكه ايمن شد و از دست دشمنانش نجات يافت .
همين گونه بود حال « سيّد حميرى » كه امام صادق - عليه السّلام - بر او دعا كرد وقتى كه از دست پدر و مادرش مىگريخت و آنان والى را بر عليه او تحريك كرده بودند ، درندهاى او را بر راهى راهنمائى كرد و از دست آنان رهايى يافت « 1 » .
( 1 )
مقايسهء امام زمان ( عج ) با اصحاب كهف
( 2 ) هنگامى كه اصحاب كهف به سوى خداوند گريختند و از نزد « دقيانوس » خارج و به غارى پناهنده گرديدند ، بعد از آنان ، پادشاه با عدهاى سوار شدند و به
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 47 / 319 ، حديث 10 .