به وادى دوّم رسيد . فرمود : جبرئيل نزد من آمد و مرا به آسمان برد و گفت : برادرت كجاست ؟ گفتم : او پشت سر ماند . گفت : از خدا بخواه تا با تو بيايد . از خدا خواستم و تو نيز با من همراه شدى . آسمانها و زمينهاى هفتگانه براى من از هم شكافته شدند تا اينكه ساكنان و آباديهاى آنها را ديدم و جايگاه هر فرشته را بر روى آنها مشاهده كردم و من چيزى نديدم مگر اينكه تو نيز همان را مىديدى « 1 » .
سپرى شدن دوران بنى عباس
( 1 ) 65 - خالد بن نجيح مىگويد : در رميله « 2 » بر امام موسى كاظم - عليه السّلام - وارد شدم ، وقتى نگاهم به ايشان افتاد در دلم گفتم مظلوم ، مغصوب و ستمديده .
سپس ما بين چشمان حضرت را بوسيدم ، حضرت رو به من نمود و فرمود : ما از ديگران نسبت به اين امر آگاهتريم ، اگر اراده كنيم و بخواهيم ، حقمان را بر مىگردانند ، ولى براى اين قوم ( بنى عباس ) مدت و نهايتى ( به عنوان مهلت ) است كه بايد به آخر برسد « 3 » .
شفا بودن تربت امام حسين ( ع )
( 2 ) 66 - سعد بن سعد اشعرى روايت مىكند كه از امام رضا - عليه السّلام - در بارهء خاك پرسيدم . فرمود : همهء خاكها حرام هستند - مثل گوشت مرده و خون [ و گوشت خوك ] و هر چيزى كه نام غير از خدا در آن برده شده باشد - بجز خاك مزار حسين - عليه السّلام - كه شفاى هر دردى است « 4 » .
هامش
( 1 ) بحار : 57 / 335 ، حديث 23 . بحار : 39 / 158 ، حديث 2 .
( 2 ) « رميله » نام منزلى در راه بصره به مكّه است . ( معجم البلدان : 3 / 73 ) .
( 3 ) بحار : 48 / 49 ، حديث 40 . دلائل الامامه ، ص 159 .
( 4 ) وسائل : 16 / 396 ، حديث 2 . كافى : 6 / 266 ، حديث 9 . تهذيب : 9 / 89 ، حديث 112 . بحار :
60 / 154 ، حديث 11 .