هستند .
فرمود : چنانچه امروز آنان بر شما مسلط هستند شما نيز بر آنان مسلط خواهيد شد و آنگاه آنان خوار خواهند شد . گفتم : جايى كه قرار گرفتهاى دور است .
فرمود : پدرم از من پيمان گرفته كه مجاورت مردمى را كه خدا بر آنان غضب كرده نگزينم و به من دستور داده كه در بلندى كوهها و مناطقى كه از مردم و آب و آبادانى خالى است سكنى بگيرم . خداوند مولاى شماست ، تقيه را ظاهر ساخته و من تا روزى كه به من اجازه تقيه داده شود ، در تقيه هستم .
گفتم : كى وقت اين كار مىرسد ؟
فرمود : وقتى كه ميان شما و كعبه حائل شوند . پس من چند روز ماندم و بعد اجازهء رفتن به من داد . به سوى منزل خود روانه شدم و غلامى را هم با من فرستاد كه جز خير و نيكى چيزى از او نديدم « 1 » .
نجات يافتن گمشدگان توسط امام زمان ( عج )
( 1 ) 74 - جماعتى روايت كردهاند كه در همدان خانوادهاى را يافتيم كه همهء آنان مؤمن بودند ، در بارهء ( امام زمان - عليه السّلام - ) از آنان پرسيدم . گفتند : در سالى ، جدّ ما حجّ بجا آورد و خيلى قبل از ديگر حاجيان برگشت ، پرسيديم : مثل اينكه تو از عراق برگشتهاى ؟
گفت : نه ، من با اهل شهرم حجّ بجا آوردم و همراه آنان هم از مكه بيرون آمدم ، در يكى از شبها در صحرا خواب بر چشمانم غلبه كرد و خوابيدم ، وقتى كه بيدار شدم ديدم خورشيد طلوع كرده و از كاروان خبرى نيست و رفته است . من ديگر از حيات خود مأيوس شدم ، دو سه روز مىرفتم و مىنشستم تا اينكه صبح روزى خود را بر در قصرى ديدم ، با سرعت جلو رفتم و غلام سياهى را در جلو در ديدم و مرا به خانهاى وارد كرد و در آنجا مرد خوش سيما و خوش رخسارى را ديدم ، دستور داد
هامش
( 1 ) مدينة المعاجز : ص 622 .