تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦

على ( ع ) وارث شمشير و صحيفهء پيامبر ( ص )

( 1 ) 49 - ابى اراكه روايت مىكند كه در خانه‌اى با على - عليه السّلام - بوديم كه در مورد به ارث بردن على - عليه السّلام - شمشير رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - سخن گفتيم و يكى از ما گفت : استر هم بود ، صحيفه هم در حمايل شمشير بود . در حال گفتگو بوديم كه على - عليه السّلام - آمد و ابتدائا فرمود : به خدا سوگند ! اگر مىخواستم تا يك سال از سخن شما مىگذشت و من چيزى در بارهء آنچه از رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - به ارث بردم حرفى نمىزدم . به خدا سوگند ! نزد من صحيفه‌هاى زيادى است و در ميان آنها صحيفه‌اى است به نام « قبيط » كه در ميان عرب بهتر از آن نيست و در آن قبائل پست از عربها تمييز داده شده است . براى آنان در دين خداوند نصيبى نيست « 1 » .

قبولى اعمال از شيعيان اهل بيت ( ع )

( 2 ) 50 - منصور صيقل روايت مىكند : حجّ بجا آوردم و از مدينه گذشتم و به زيارت قبر رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - آمدم و بر او سلام كردم و متوجه شدم ديدم امام صادق - عليه السّلام - در سجده است . پس نشستم تا اينكه خسته شدم ، گفتم تا او در سجده است من هم تسبيح مىگويم . پس سيصد و شصت و چند مرتبه « سبحان ربّى و بحمده ، استغفر ربّى و اتوب اليه » گفتم . پس آنگاه حضرت سر برداشت و برخاست و من هم به دنبالش رفتم و با خود گفتم اگر اذن دهد به خدمتش مىرسم و مىگويم فدايت شوم ! شما اين گونه مىكنيد ! پس ما بايد چكار كنيم . وقتى كه به در خانه رسيدم ، « مصادف » خادم بيرون آمد و گفت : اى منصور ! داخل شو ، وارد شدم . ابتدائا به من فرمود : اى منصور ! چه شما كم عبادت بكنيد يا
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 40 / 145 ، حديث 52 .