تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣

صائم بودن امام حسن عسكرى ( ع ) در زندان

( 1 ) 2 - ابو هاشم مىگويد : امام حسن عسكرى - عليه السّلام - ( در زندان ) روزه مىگرفت ، وقتى كه افطار مىكرد ما هم با او مىخورديم . و غذاى حضرت را غلامش در ظرف روپوشيده‌اى مىآورد ، من هم با او روزه مىگرفتم . روزى ضعف كردم و در اطاقى ديگر با نان خشك ، افطار كردم و كسى مرا نديد . بعد آمدم و با آن حضرت نشستم ، به غلامش فرمود : به ابو هاشم چيزى بده تا بخورد ، چون او افطار كرده و من لبخند زدم . حضرت فرمود : چه چيزى تو را به خنده انداخته‌اى ابو هاشم ؟ وقتى كه خواستى قوت بگيرى ، گوشت بخور ؛ چون در نان خشك ، قوّتى نيست . گفتم : راستگوست خدا و پيامبرش و تو . سلام بر شما باد ! پس خوردم . حضرت فرمود : سه روز ، روزه نگير ؛ چون هر كس در اثر روزه ضعف كند ، با كمتر از سه روز افطار قوّتش حاصل نمىگردد . وقتى كه آن روز فرا رسيد كه قرار بود خداوند ما را در آن روز آزاد كند ، غلام آمد و گفت : سرور من ! اسباب و وسائل تو را بردارم ؟ حضرت فرمود : وسائل و چيزهايى را كه نگهداشته‌ايم تا از آن بخوريم ، آنها را بردار . پس غلام غذاى ظهر را برداشت و بعد از ظهر آزاد شد ، در حالى كه روزه‌دار بود فرمود : بخوريد ، خدا گوارايتان كند « 1 » .

درخواست نقره براى تبرك

( 2 ) 3 - ابو هاشم مىگويد : هر وقت خدمت امام هادى و امام عسكرى - عليهما السّلام - مىرسيدم از آن بزرگواران نشانه و معجزه‌اى مىديدم . خدمت امام عسكرى - عليه السّلام - وارد شدم و خواستم از او چيزى بخواهم كه با آن ، انگشترى درست
هامش
( 1 ) مستدرك الوسائل : 16 / 340 ، حديث 6 .