( 1 )
دلايل و براهين امام حسن عسكرى ( ع )
امام حسن عسكرى ( ع ) در زندان
( 2 ) 1 - ابو هاشم جعفرى مىگويد : با عدّهاى در زندان بوديم كه ابو محمّد امام حسن عسكرى - عليه السّلام - با برادرش جعفر نيز با ما زندانى شدند و با آمدن آن حضرت ، سبك شديم و با او انس گرفتيم ، برخاستم و روى آن حضرت را بوسيدم و بر زيراندازى كه روى آن مىنشستم او را نشاندم . و جعفر هم نزديك ايشان نشست . يك دفعه با صداى بلند گفت : واشيطناه و اين ، نام كنيز او بود . امام حسن عسكرى - عليه السّلام - او را نهى نمود و فرمود : ساكت شو . و زندانيها در او اثر مستى ديدند .
رئيس زندان ؛ صالح بن وصيف بود و با ما شخصى جمحّى بود كه ادعا مىكرد علوى است . حضرت رو به ما كرد و فرمود : اگر در ميان شما جز خودتان كسى نبود ، به شما مىگفتم كه چه وقت آزاد مىشويد و به مرد جمحّى اشاره كرد . او ( جمحىّ ) رفت . امام عسكرى - عليه السّلام - فرمود : اين مرد از شما نيست از او اجتناب كنيد . در ميان لباسهايش گزارشى است از كارها و سخنان شما كه به سلطان نوشته است . يكى برخاست و لباس او را تفتيش نمود و در آن كاغذى يافت كه در آن گزارش داده بود كه ما مىخواهيم زندان را سوراخ كنيم و بدين وسيله فرار كنيم ! « 1 » .
هامش
( 1 ) اثبات الهداه : 6 / 313 ، حديث 59 .