شديم ، او پرسيد : كجا مىرويد ؟
ذو الكلاع گفت : به سوى پيامبرى كه از قريش مبعوث شده مىرويم و اين هم فرستادهء اوست .
راهب گفت : اين پيامبر ، در گذشت .
پرسيدم از كجا مىدانى ؟
گفت : قبل از اينكه شما به اينجا برسيد ، من كتاب دانيال پيامبر را نگاه مىكردم تا اينكه به اوصاف محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - و مدت عمر و اجلش رسيدم و چنين يافتم كه او در اين ساعت فوت كرده است .
ذو الكلاع گفت : پس ما برمىگرديم .
جرير مىگويد : من هم ( به مدينه ) برگشتم و ديدم رسول خدا در همان روز ، وفات كرده است « 1 » .
عناد و سنگدلى يهوديان
( 1 ) 17 - امام حسن - عليه السّلام - در بارهء آيهء :
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً
« 2 » روايت كرده كه : پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - مىفرمود :
خداوند متعال مىفرمايد : اى گروه يهوديان ! قلبهاى شما مانند سنگ خشك شده و هيچ رطوبتى از آن ترشح نمىكند ؛ يعنى شما نه حق خدا را عطا مىكنيد و نه زكات اموالتان را مىدهيد و نه خوب را گرامى مىداريد و نه به مهمان ، احترام مىگذاريد و نه به داد مظلومى مىرسيد و نه با چيزى از انسانيت ، رابطه پيدا مىكنيد ( از انسانيت هيچ چيز نمىدانيد ) .
در آيه كه فرموده است :
أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً
اين را بر شنوندگان ، مبهم قرار داده و بيان
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 15 / 220 ، حديث 40 .
( 2 ) يعنى : « پس قلبهاى شما بعد از اين ، مانند سنگ سخت شد يا از آن هم سختتر گرديد » ( سورهء بقره ، آيهء 74 ) .