( 1 )
باب سيزدهم : در معجزات امام زمان ( عج )
ميلاد امام زمان ( عج )
( 2 ) 1 - حكيمه خاتون مىگويد : روزى به خدمت ابو محمّد - عليه السّلام - رسيدم ، به من فرمود : اى عمّه ! امشب نزد ما بمان ؛ چون امشب خدا جانشين و خليفهء خود را ظاهر خواهد كرد .
گفتم : از چه كسى ؟
فرمود : از نرگس خاتون .
گفتم : نرگس كه حامله نيست .
فرمود : حاملگى او مانند حاملگى مادر موسى است . فقط هنگام تولد آشكار مىشود . لذا آن شب در آنجا ماندم و با نرگس خاتون در يك جا خوابيدم . وقتى كه شب به نيمه رسيد ، هر دو برخاستيم و نماز شب خوانديم . با خود گفتم : صبح نزديك شد ولى آنچه را كه ابو محمّد - عليه السّلام - گفته بود ظاهر نشد ! آنگاه امام - عليه السّلام - از اطاق خودش صدا زد و فرمود : عجله نكن . با شرمندگى به اطاق برگشتم . نرگس خاتون نزدم آمد در حالى كه درد زايمان گرفته بود . پس او را به سينه چسباندم و «
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
» و «
إِنَّا أَنْزَلْناهُ
» و « آية الكرسى » را خواندم . پس آن كودك در شكم مادر مىخواند آنچه را كه من خواندم .