( 1 )
باب چهارم : در معجزات امام حسين ( ع )
زنده شدن مرده با دعاى امام حسين ( ع )
( 2 ) 1 - يحيى بن امّ طويل مىگويد : خدمت امام حسين - عليه السّلام - بوديم كه جوانى بر آن حضرت وارد شد در حالى كه مىگريست . حضرت به او فرمود : براى چه گريه مىكنى ؟
پاسخ داد : هم اكنون مادرم بدون وصيت ، فوت نمود ، در حالى كه ثروتى داشت و به من امر كرده بود تا كارى نكنم مگر اينكه شما را از آن باخبر نمايم .
امام به اصحاب خود فرمود : برخيزيد تا نزد آن زن برويم .
راوى مىگويد : پس به اتفاق ايشان به آن خانهاى كه زن را در آن خوابانيده بودند ، رفتيم . امام حسين - عليه السّلام - دعا كرد و از خدا خواست تا او را زنده كند تا وصيّت نمايد . در آن هنگام خداوند متعال او را زنده كرد .
پس ، آن زن نشست و شهادتين گفت . و متوجه حضرت شد و عرضه داشت : اى مولاى من ! بفرماييد داخل خانه . حضرت داخل شده و نزديك او نشست و به او فرمود : خدا تو را رحمت كند ! وصيّت كن .
زن گفت : اى پسر پيغمبر - صلّى اللَّه عليه و آله - من فلان مقدار مال در فلان محل دارم ؛ يك سوم آن را براى شما قرار دادم تا آن را در هر كجا كه مىخواهيد ، مصرف كنيد و دو سوّم ديگر آن ، براى پسرم باشد . البته اگر از دوستان شماست . و اگر از