نه كسى كه ظلم كند و تعطيل سنّت پيامبر نمايد و دنيا را پدر و مادر خويش گيرد .
در اين دنيا ، مدت كمى لذّت مىبرد و زود باشد كه تمام شود و عذابى پشت سر آن بيايد .
( 1 ) در آن مجلس جوانى از بنى اميّه حضور داشت كه به امام حسن - عليه السّلام - و پدر بزرگوارش ناسزا گفت . حضرت فرمود : خدايا ! نعمتت را از او بگير و او را به صورت زنى در بياور كه از او عبرت بگيرند . در اين لحظه آن جوان متوجه شد كه مانند زنان است . امام فرمود : گم شو اى زن ! تو را چه به مجلس مردان ! بعد از آن ، امام لحظهاى سكوت فرمود سپس لباسش را تكان داد و قصد عزيمت كرد .
عمرو عاص گفت : بنشينيد از شما پرسشهايى دارم .
حضرت فرمود : بپرس .
عمرو عاص پرسيد : كرم ، شجاعت و مروّت چيست ؟
امام پاسخ داد : « كرم » كار نيك انجام دادن ، و بخشش قبل از سؤال است . و « شجاعت » دفاع كردن از محارم و صبر بر مصيبتها و سختيهاست . و « مروّت » ديندارى و دورى از ناپاكيها و اداى حقوق مردم و افشاى سلام است .
امام از مجلس بيرون رفت و معاويه ، عمرو عاص را ملامت كرد و گفت : كار را خراب كردى . عمرو عاص گفت : نترس ، اهل شام تو را بخاطر دين و ايمان نمىخواهند بلكه تو را بخاطر دنيا دوست مىدارند . و زر و زور ، در دست توست و سخنان حسن بن على اثرى ندارد .
سپس جريان آن جوان اموى بين مردم شايع شد . همسرش نزد امام حسن آمد و تضرع و زارى كرد . حضرت ، به حال او دلسوزى كرد سپس دعا كرد و خداوند آن جوان را به حالت سابق برگرداند « 1 » .
هامش
( 1 ) بحار : 44 / 88 ، حديث 2 .