مىشود و با شفاعت او قبيلههايى چون ربيعه و مضر به بهشت مىروند « 1 » .
على ( ع ) و صلح تحميلى
( 1 ) 25 - وقتى كه اهل شام ، قرآنها را بالاى نيزه كردند ، عدّهاى از ياران على - عليه السّلام - به شك افتادند و گفتند : بايد صلح كنيم ! حضرت فرمود : « واى بر شما ! اين نيرنگ است . اينها قرآن را نمىخواهند و از اهل قرآن نيستند . از خدا بترسيد و با آنها كارزار كنيد . و اگر اين كار را انجام ندهيد بين شما جدايى مىافتد . و هنگامى پشيمان مىشويد كه پشيمانى فايدهاى ندارد » . همان گونه نيز شد « 2 » .
شهادت على ( ع )
( 2 ) 26 - اين خبر به حدّ تواتر رسيده است كه على - عليه السّلام - قبل از شهادتش ، آن را اعلام نموده بود و مىفرمود : « من شهيد مىشوم و محاسنم از خون سرم رنگين مىشود و شقىترين مردم ، مرا به شهادت مىرساند ! » .
و از فرمايش ايشان است كه : ماه رمضان براى شما مىآيد و در آن آسياب سلطان مىگردد . بدانيد كه شما در آن سال در يك صف ، حج مىكنيد و نشانهاش اين است كه من ميان شما نيستم .
در ماه رمضان همان سالى كه شهيد شد ، شبى را در خانهء امام حسن و شبى را در خانهء امام حسين و شبى را در خانه عبد اللَّه بن جعفر ، شوهر دخترش زينب ، افطار مىنمود . و بيشتر از سه لقمه غذا نمىخورد . وقتى علتش را سؤال كردند فرمود :
« مىخواهم گرسنه شهيد شوم » .
در آن شبى كه ضربت خورد ، به سوى مسجد روانه شد . مرغابيها جلو حضرت
هامش
( 1 ) بحار : 41 / 299 ، حديث 29 . و ارشاد مفيد : ص 182 و ارشاد القلوب : ص 224 .
( 2 ) بحار : 8 / 593 . و ارشاد مفيد : ص 183 .