اجزايش پراكنده پيدا شود چگونه بر او نماز گزارند ؟ فرمود : در آن قسمت كه قلب در آنست .
شرح : « اين خبر و ذيل خبر سابق به كتاب ديات مربوط نيست » .
باب زخمها و نامهاى اصطلاحى آنها
اصمعى ( عبد الملك بن قريب ) گويد : سرآغاز زخم كه پوست را بشكافد « حارصه » گويند ، و از اينجاست كه گويند : لباسشوى لباس را حرص كرد يعنى پاره كرد ، و پس از حارصه « باضعه » است و آن وقتى است كه گوشت را نيز به درد يعنى از پوست بگذرد و داخل گوشت سر و روى شود ، سپس « متلاحمه » باشد و آن وقتى است كه گوشت دريده شود ولى به پوستهء روى استخوان سر نرسد . آنگاه « سمحاق » است ، و آن پوسته اى است كه ميان آن و استخوان پردهء رقيقى است ، و هر پردهء رقيقى سمحاق است ، و از اين رو گويند در آسمان سماحيق است يعنى پارهائى از ابر ، و بر گوسفند سمحاق است ( پاره هاى پيه است بر رودهء آن ) ، و پس از آن « موضحه » است و آن اينست كه استخوان سر را آشكار كند ، و بعد « هاشمه » است ، و آن وقتى است كه استخوان سر بشكند ، و بعد از آن « منقّله » است و آن هنگاميست كه پوست استخوان خارج گردد ، و آن قشرى است ميان گوشت و استخوان ، و از اين معنى است قول نابغه