فرمود : جز اين نيست كه اين يك دهم از مضغه است و عشر مقدار ميان علقه و مضغه « دو » است ،
و اين از آن جهت است كه عشر آن مقدار از ميان رفته و صورت مضغه گى به خود گرفته و هر قدر پيشتر رود اضافه مىگردد تا برسد به شصت دينار ديهء مضغه ، گويد : عرضكردم : در مضغه من چيزى شبيه بگره اى از استخوان ديدم ، فرمود : همان استخوان است كه در ابتدا و آغاز امر چهار دينار ، هر چه زياد شود تو نيز چهار بيفزا تا برسد به هشتاد ، و همچنين وقتى باستخوانبندى گوشت آمد و همين طور ، گويد :
عرضكردم : چنان كه شخصى بر او زد و كودك سقط شد ، و معلوم نبود زنده بوده يا نه چه ؟ فرمود : هيهات اى ابا شبل هر گاه پنج ماه گذشت و روح حيوانى در او بدميد آنگاه ديه اش كامل است .
شرح : « مراد از استخوان شدن مضغه ، آغاز پيدايش استخوان در آن است ، نه آنكه مضغه استخوان برهنه بىگوشت شود ، و قابلگان بچّه سقط شده را ديدهاند كه در ماه سوّم آبستنى اندامش كاملا معلوم و مشخّص است مانند عروسك و من خود نيز ديدهام ، و دانشمندان گويند : جنين در ابتدا تخمى است به اندازه يك دانه خشخاش ، و در آخر ماه و اوّل آبستن شدن زن باندازهء يك تخم كبوتر مىشود ، و در آخر ماه دوّم به اندازه يك تخم مرغ و در ميان قشرى كه آن را » سلا « گويند سرش از بدنش ممتاز مىگردد كه به اندازه يك ثلث بلكه بيشتر از يك سوّم بدن اوست ، و در آخر ماه سوّم همه اندامش مينمايد و همه چيز دارد و نيم وجب قد اوست ، و تغيير حالت از نطفگى به علقگى و همچنين بمضغگى و بالاتر همه تدريجى است ، و در هيچ حالتى به صورت استخوان برهنه بىگوشت نيست ، و آن حال كه آغاز پيدايش استخوانست در ميان
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 535
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٣٥