تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
اجرا كنند . 5127 - عبد الله بن هلال گويد : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : براى من توضيح دهيد چرا انگشتان دست راست ، و پاى چپ دزد را قطع ميكنند ، و انگشتان دست راست و پاى راست را نمىبرند ؟ فرمود : چه سؤال خوبى كردى ، پاسخش اينست كه اگر دست راست و پاى راست او را ببرند موازنه و تعادل پيكرش بهم مىخورد و ناچار از سوى چپ بر زمين ساقط مىشود و نمىتواند بر پا خيزد ، و چنانچه دست راست و پاى چپش را قطع كنند تعادلش را از دست نمىدهد و ميتواند راست بايستد ، راوى گفت : پرسيدم فدايت شوم چگونه ميتواند بر پا خيزد و حال آنكه پايش بريده شده است ، فرمود : از اينجا كه ديده اى اينان قطع مىكنند نبايد قطع كرد ، بلكه از برآمدگى روى پا قطع ميكنند و آن را كعب گويند ، و قدم و پاشنهء پا باقى مىماند كه با آن بتواند برخيزد و روى پا بايستد ، و نماز بگزارد ، عرض كردم : دست را از كجا جدا مىكنند ؟ فرمود : چهار انگشت را مىبرند و شست را ميگذارند كه به آن در نماز تكيه كند و برخيزد و با آن وضو بسازد و روى خود را بشويد . 5128 - اسحاق بن عمّار گويد : امام صادق عليه السّلام در مورد مردى كه از