تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : بر كسى كه با كنيز همسرش بدون إذن او همبستر شده است همان كيفر است كه بر زانى است و آن يك صد تازيانه باشد ، فرمود : اگر با يهوديّه يا نصرانيّه يا كنيزى زنا كند رجم نميشود ، ولى اگر با زنى آزاد عمل فحشاء بجا آورد و خود زوجه اى آزاده در حبالهء نكاح داشته باشد ، بر او حدّ رجم است ، و گفت : و همچنان كه كنيز و يهوديّه و نصرانيّه او را به زناى با زنى آزاده محصن نمىكنند ، همين طور حدّ محصن بر او نيست چنانچه با يكى از اين سه زنا كند و همسرش آزاد باشد . شرح : « شيخ طوسى - رحمه الله - گويد : احتمال دارد كه مراد از اين سه كه او را محصن نمىكنند اين باشد كه آنان را به عقد انقطاع صيغه خوانده باشد نه عقد دوام ، زيرا عقد دوام با يهوديّه و نصرانيّه جايز نيست ، ولى متعه جائز است و متعه احصان نمىآورد - انتهى ، و منكوحه اى كه با او احصان متحقّق مىشود اگر حرّ باشد يا كنيز بايد به عقد دوام باشد ، اگر كنيز هم به عقد دوام در حبالهء نكاح او باشد در حكم حرّ است » . 5025 - محمّد بن عمرو بن سعيد با وسائطى نقل كرده كه زنى نزد عمر آمد و گفت : يا امير المؤمنين من كار زشت كرده‌ام حدّ الهى را بر من جارى كن ، عمر امر كرد او را رجم كنند ، و امير المؤمنين عليه السّلام حضور داشت ، فرمود : از وى بپرس چگونه اين عمل از وى سر زده است ، عمر پرسيد ؟ زن گفت من در صحرا بودم و تشنگى بر من