حرام فرموده :
براى آن سستى كه در ديانت پديد مىآيد و استخفافى كه به پيمبران الهى و سروران و امامان عادل عليهم السّلام مىشود و يارى نكردن آنها در مقابل دشمنان ، و كيفرى كه براى آنها است در انكار دعوت بإقرار بخداپرستى و آشكار نمودن عدالت اجتماعى و بر كنار كردن جور و ظلم ، و از ميان بردن فساد و تباهى ، و آنچه در آن از تجرّي دشمن و جسارتش بر مسلمانان است و آنچه در پى دارد از اسارت و كشتار مردم و از ميان بردن دين خداوند عزّ و جل و غير اينها از فساد و تباهى ، و خداوند تعرّب بعد از هجرت را حرام فرموده براى اينكه آن بازگشت است از دين به بىدينى و يارى نكردن پيمبران و حجّتهاى خدا عليهم السّلام ، و آنچه در آن از فساد بوقوع مىپيوندد ، و نابود كردن حقّ هر صاحب حقّى ( چون قانون جنگل ) [ نه ] براى بياباننشينى تنها ، و لذا اگر شخص با حقّ و حقوق آشنا شد و دين را كاملا دانست و شناخت حقّ ندارد با مردم جاهل و بىفرهنگ و عوام آميزش كند ، و اين كار براى او بيمناك است ، زيرا اطمينان نيست كه كارش بدان جا كشد كه آنچه مىداند زير پا نهد و مانند جهّال و مردم دور از فرهنگ عمل نمايد و در آن افراط ورزد ، و علَّت تحريم ربا نهى خداوند است از آن ، براى آن فسادى كه نسبت به اموال در آنست ، زيرا انسانى چنانچه يكدرهم را به دو درهم بخرد قيمت يكدرهم يكدرهم است و درهم ديگر تباه شده ،
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 289
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٨٩