تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
مخالفند و گويند براى هر يك ، عدّه اى لازم است و از ظاهر پاره اى كلماتشان چنين پيداست كه در اين مسأله خلافى ميانشان نيست ، ولى از ظاهر اين خبر چنان معلوم مىشود كه قائلين بعدم تداخل از عامّه باشند » .
باب طلاق بلفظ تو از سوى من بىشوهرى يا شوهر ندارى يا وصلت زناشوئى ندارى يا جدا گشته اى يا حرامى 4889 - عبيد الله حلبى گويد : از امام صادق عليه السّلام سؤال كردم : اگر مردى در مقام طلاق زوجه اش بگويد : تو همسر من نيستى يا بىشوهرى يا به عربى « أنت منّى خليّة » يا « بريئة » يا « بتّة » يعنى ميان من و تو وصلت قطع شد ، يا بگويد : « أنت بائن منّي » يعنى تو از من جدا شدى ، يا بر من حرامى چگونه است ؟ فرمود : هيچ يك طلاق نيست . شرح : « در شرع مقدّس اسلام براى طلاق و نكاح لفظ مخصوصى تعيين شده و از آن نبايد گذشت و با لفظى ديگر ادا كرد چون غالبا الفاظ ديگر مفاهيمى غير از طلاق يا نكاح دارد و مثلا اگر در مقام طلاق به فارسى بگويد تو رها ويله هستى يا اينكه تو آزادى به هر كجا كه ميخواهى برو من نظرى ندارم ، ممكن است مقصودش طلاق باشد لذا در مقام اختلاف مرد ميتواند طلاق را انكار كند و بگويد مرادم آزادى همسرم از رفتن بخانهء پدرش و يا خويشانش بود نه طلاق ، شارع لفظ طلاق را به جملهء » انت طالق « به صيغه جملهء اسميّه معيّن فرموده و غير اين لفظ را طلاق نمىداند هر چند همهء شرائط صحّت طلاق موجود باشد » . 4890 - زراره گويد : از امام باقر عليه السّلام پرسيدم : مردى به زوجهء
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 257 | الشيخ الصدوق / محمد جواد غفارى