تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
خويش گفته است : تو بر من حرامى چه كند ؟ فرمود : اگر من بر وى قدرتى داشتم او را بدين كار عقوبت ميكردم ، و به او ميگفتم : خداوند متعال او را بر تو حلال كرده چه كسى او را بر تو حرام كرده است ؟ و او كارى انجام نداده جز پندار دروغى كه گمان كرده آنچه خداوند آن را حلال كرده حرام است ، و اين نه طلاق براى او شده و نه كفّاره دارد ، به آن حضرت عرض كردم پس با گفتار خداوند عزّ و جلّ كه به پيغمبرش فرموده * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ الله لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ وَالله غَفُورٌ رَحِيمٌ . قَدْ فَرَضَ الله لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ ) * . ( اى پيامبر چرا بر خود حرام كنى چيزى را كه خداوند بر تو مباح نموده براى خشنودى برخى از همسرانت و خداوند آمرزنده و مهربانست ، آرى خداوند براى گشادن سوگندهاى شما كفّاره قرار داده است ) چه بايد كرد كه رسما كفّاره براى قسم معيّن كرده است ، امام عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله همخوابگى با ماريه را بر خود با خوردن سوگند حرام كرده بود ، و كفّاره براى شكستن سوگند بود نه تحريم مقاربت با ماريه . شرح : « يعنى اين كفّاره مذكوره در آيه براى مخالفت با سوگند است نه براى اينكه ماريه را حرام كرد چنان كه خود مىفرمايند » تحلَّة أيمانكم » .
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 258 | الشيخ الصدوق / محمد جواد غفارى