تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
اگر داراى ثروتى بود از آن نفقهء زن را مىپردازد تا اينكه خبر مرگ يا حيات او معلوم شود ، و چنانچه ثروتى نداشت به ولىّ او دستور مىدهد كه مخارج اين زن را بدهد و اگر ولى بدان نفقه حاضر شد زن راهى جز صبر ندارد و تا زمانى كه نفقه اش را آن شخص ميپردازد نميتواند تقاضاى طلاق كند ، و اگر از دادن نفقه دريغ نمود حاكم يا قاضى او را وادار مىكند كه از جانب شوهر آن زن را در حال پاكى طلاق دهد ، و اين طلاق بمنزلهء طلاق شوهر محسوب مىشود ، پس اگر پيش از تمام شدن ايّام عدّه از روزى كه ولىّ آن گمشده زن را طلاق داده شوهر پيدا شد و بخاطرش رسيد كه رجوع كند ميتواند چنين كند و دو طلاق ديگر زن نزد آن مرد باقى است ، و اگر زمان عدّه پيش از آنكه شوهر بيايد و رجوع كند گذشت براى زن حلال مىشود كه هر شوهرى را بخواهد اختيار و ازدواج كند ، و چنانچه شوهر اوّل باز آيد راهى به آن زن نخواهد داشت . 4884 - و در روايت ديگر آمده : كه اگر شخص گمشده ولي نداشت ، حاكم شرع او را در حضور دو شاهد عادل طلاق مىدهد و طلاق او همانند طلاق شوهر است ، و زن چهار ماه و ده روز عدّهء وفات نگه مىدارد و بعد اگر خواست شوهر مىكند . 4885 - عبد الكريم خثعمى و موسى بن بكر از زراره نقل كرده‌اند كه گفت :