كنند ، سپس نزد حاكم شكايت برده و او را گرفته توقيف و بازداشت نمايند چنانچه از رأى خود بازگشت يعنى با زوجه اش آشتى نمود مطلب تمام است و خداوند غفور و رحيم ، و اگر از سوگندش باز نگشت او را مجبور بطلاق كنند ، و تا وقتى كه او را بازداشت نكردهاند طلاق واقع نمىشود هر چند پس از چهار ماه باشد ، و پس از بازداشت او را مجبور كنند يا آشتى كند يا طلاق دهد .
و روايت شده است كه اگر وى بازگشت يعنى حاضر شد با زوجه در بستر رود و از او كام گيرد ، مراد حاصل شده ، و إلَّا در بازداشتگاهى كه از ني ترتيب داده باشند او را زندانى كنند و در آب و غذا بر وى سخت گيرند تا طلاق دهد .
و نيز روايت شده كه اگر امام مسلمانان ويرا بطلاق دادن همسرش فرمان داد و او اطاعت ننمود گردنش را بزنند چون اطاعت امام را نكرده است .
شرح : « در كافى و تهذيب روايتى از خلف بن حمّاد از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود : « شخصى كه سوگند خورده با عيالش همبستر نشود يا بايد از رأيش باز گردد و يا بايد طلاق دهد ، اگر چنين كرد كه وظيفه اش را انجام داده ، و إلَّا گردنش را ميزنند » . در اين روايت و آنچه گذشت اختيار مرديكه با زوجه خود نشوز و بد سلوكى نموده بدست حاكم سپرده شده و حاكم ميتواند او را بزندان اندازد تا حاضر شود با همسرش آشتى كند ، يا او را امر بطلاق كند تا زن را رها كند ، و اگر امتناع ورزيد گردنش را بزند در صورتى كه اگر نشوز از سوى زن بوده در عقوبت حاكم تنها حقّ داشت او را بزند ، از اينجا معلومست كه با زن بيشتر مدارا شده تا با مرد » .
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٢٢